تبليغاتX
گاربینو | Garbino

 

 

اون سال های ناپدید شده رو به یاد می یاره،

همین طوری که پشت یه پنجره غبار گرفته،

ایستاده و نگاه می کنه.

پشت اون چیزیه که می تونه بهش نگاه کنه،

اما نمی شه لمسش کرد،

و همه اون چیزی که می بینه،

تیره و تاره. 

پ.ن:

شعر پایانی فیلم In The Mood For Love

[mary] [شنبه 21 اردیبهشت1387] [0:58]

 

 

اثر فوق (با سانسور) از نقاش ایتالیایی «میکلانجلو پیستولتو»* است. این نقاش عکس های قدی اشخاص را در اندازه های طبیعی شان روی کاغذ پوستی چاپ می کرده و آنها را روی صفحه بزرگ فولادی می چسبانده؛ صفحه ای که محیط قرار گیری اثر، مخاطبان، و همه چیزهایی که درمعرض اثر باشند را منعکس می کند.

توهم واقع نمایی در این کار فوق العاده است، در حالی که به همان میزان غیر واقعی است!  

 

پ.ن:

*MICHELANGELO PISTOLETTO

این اثر (تصویر خود هنرمند با سوتسکا) از کتاب «هنر مدرن» نوربرت لینتن، ترجمه علی رامین برداشته شده و درهمین کتاب هم با سانسوراست. ابعاد واقعی آن 230 در 170 سانتی متر می باشد.

[mary] [جمعه 20 اردیبهشت1387] [18:48]

 

 

به دعوت کرگدن بانو قراراست 10 تا ازکتاب های خوشمزه ای که تا به حال خواندیم را معرفی کنیم. برای من کلمه «خوشمزه»، کتاب هایی را تداعی می کند که جنبه فان داشتند یا به خنده ام انداختند، یا با خواندن شان شاد شدم. با همین ذهنیت هم لیستم را تنظیم کردم.

 

۱ـ قبل از هر چیز قانون مسابقه را می گذارم کنار و دو کتاب «یک نغمه غمگین» و«هفته ای یه بار آدمو نمی کشه» سلینجر را که نخواندم و تازه در نمایشگاه کتاب امسال ( در نشر نیلا) درمی آیند انتخاب می کنم، چون با هر مزه ای هم که باشند به شدت دهان من را آب انداختند! دو کتاب از سلینجر دوست داشتنی که بدون شک «ناتور دشت» اش (ترجمه محمد نجفی) ، خوشمزه ترین کتابی است که تا حالا خواندم.

۲ـ سلاخ خانه شماره پنج /کورت ونه گات جونیر/ ترجمی ع. ا. بهرامی/ روشنگران و مطالعات زنان

۳ـ با آخرین نفس هایم / مجموعه خاطرات لوئیس بونوئل به قلم خودش/ ترجمه احمد امینی/ نشرهوش و ابتکار

۴ـ گفت وگو کمرون کرو با بیلی وایلدر/ ترجمه گلی امامی/ انتشارات کتاب پنجره

۵ـ لاتاری، چخوف و داستان های دیگر/ ترجمه جعفر مدرس صادقی/ نشر مرکز

۶ـ خداحافظ گاری کوپر/ رومن گاری/ ترجمه سروش حبیبی / نشر نیلوفر

۷ـ زندگی در پیش رو/ رومن گاری/ ترجمه لیلی گلستان / نشر بازتاب نگار

۸ـ خداحافظی طولانی / ریموند چندلر/ ترجمه فتح ا... جعفری جوزانی/ انتشارات روزنه کار

۹ـ تیم برتون به روایت تیم برتون/ نشر الست فردا

۱۰ـ کی یه کرگدن ارزون می خواد / شل سیلوراستاین/ ترجمه رضی خدادی (هیرمندی)/ نشرهوای تازه

 

از آلبا، هادی، معین، مهران محرمیان، رامتین گلبانگ، مینا اکبری، دیلماج، خوش خط  و استامینوفن دعوت می کنم از کتاب هایی که به مزاق شان خوش آمده بنویسند.

[mary] [شنبه 14 اردیبهشت1387] [14:38]

 

 

«اسکار فينگال اوفلاهري وایلد» نويسنده بزرگي نبود. چند نمايشنامه شوخ نوشت. چند داستان كوتاه معمولي ويك رمان كه ايده ي درخشاني دارد ولي دراجرا دخلش آمده. اين ها را ازخودم نمي گويم، آندره ژيد گفته. اين كه چرا آدمي با آن كاراكتر ياغي، درخشان و تلخ، مزخرفي مثل «تصوير دوريان گري» بنويسد را ژيد ازخود وايلد پرسيده. فكرمي كنيد وایلد چه جوابی داده؟

گفته آن را فقط به اين خاطر نوشته كه با يكي ازدوستانش شرط بسته بوده كه او نمي تواند رمان بنويسد. گفته همه نبوغش را صرف زندگي اش كرده و مردم نمی دانند كه نوشتن چقدر برايش ملال آور است! ژيد ادامه مي دهد: «راست مي گفت! بهترين نوشته هاي اسکار وایلد، فقط انعكاس كم رنگي ازحرف های درخشانش هستند.»

این جا بعضی از حرف هایش را داشته باشید:

 

ـ دنیا به ‌دست دیوانگان ساخته شده تا عاقل‌ها در آن زندگی کنند.

 

ـ بهترین نوع حکومت برای یک هنرمند، فقدان حکومت است.

 

ـ  تنها موضوع جدی در جهان، هنر است و هنرمند تنها کسی است که جدی نیست.

 

ـ یک هنرمند بزرگ، چیزها را همان‌طور که هستند نمی‌بیند، اگر می‌دید هنرمند نبود.

 

ـ خود خواهي اين نيست كه يك نفرآن طوركه دلش مي خواهد زندگي كند؛ اين است كه توقع داشته باشد بقيه آن طوركه او دلش مي خواهد زندگي كنند.

 

ـ آدم ها اسم اشتباهات بزرگ شان را مي گذارند «تجربه» و بابتش به ديگران فخر مي فروشند.

 

ـ فکرکردن، ناسالم‌ ترین چیزها در دنیاست.

 

ـ وقتي يك نفرعاشق مي شود، شروع مي كند به گول زدن خودش، و وقتي تمامش مي كند، دارد بقيه را گول مي زند.

 

ـ آدم در انتخاب دشمنش هرچه بیشتر دقت کند بازهم کم است.

 

ـ سخت كار كردن، پناه گاه آنهايي است كه هيچ كاري براي انجام دادن ندارند.

 

ـ در نهايت مد چيست؟ شكلي از زشت بودن، كه آن قدرغير قابل تحمل است كه مجبوريم هر شش ماه يك بارعوضش كنيم.

 

ـ انسان متمدن از لذت بردن پشیمان نیست؛ انسان بی‌فرهنگ اصلأ لذت را نمی‌شناسد.

 

ـ هیچ چیز گناه نیست به جز حماقت.

 

ـ  آرزوهاي دور و دراز، باعث شدند «دموكراسي» به وجود بيايد. اما دموكراسي يعني چي؟ چماق كشيدن مردم روي مردم، به خاطر مردم.

 

ـ  وقتی همه بامن هم‌عقیده می‌شوند، تازه حس می‌کنم که اشتباه کرده‌ام.

 

ـ  وجدان و نامردي دراصل يك چيزهستند.

 

ـ  بچه اي كه مرده به دنيا مي آيد نشانه اين است كه خدا حس طنز دارد.

 

ـ  پيرها همه چيز را باور كرده اند. ميان سال ها به همه چيز شك دارند. جوان ها همه چيز را مي دانند.

[mary] [یکشنبه 8 اردیبهشت1387] [23:48]