

درنیمه بازاست، مدت هاست. درگاهی خیس است، مدت هاست. رشته ی آویز از لای در آمده بیرون، در هوا تاب می خورد. فقط مانده تا ما دست ببریم تا سر دیگر. ما هر دو تا آن جا هستیم، و هیچ به فکرمان نمی رسد تا شانه به شانه ی هم بدهیم تا قوت دو شانه، جرأت دست ها بشود.

فعل هاي زندگي از كجا عوض مي شوند؟
كي «رسيدن» به «ماندن» تبديل مي شود؟
و «به دست آوردن» به «ازدست ندادن»؟
کی این کشتی سرگردانی به ساحلی پهلو می گیرد؟
شايد ربطي به ترس دارد؛ به زمان شايد؛ لابد بي تاثير نيست.
اما حتما" چيزنزديك تري بايد باشد.

تلگراف خانه دوراست نقطه
کلیدهای مان را گم کرده ام نقطه
کلیدهای زاپاس را کجا گذاشته بودیم علامت سؤال

مگس بی چاره که بی هوا از پنجره های باز رفته تو اتوبوس در حال حرکت، نمی دونه با چه سرعتی داره از خونه شون دور می شه.
- صد سال پیش یکی کشف کرده تو درخت بید یه ماده ای هست که درد رو آروم می کنه.
- پس چرا خودش مجنونه؟
- خب کسی نمی تونه به اون هایی که همیشه به دیگران آرامش می دن آرامش بده.
پرادو
- یه پرادو داشت زیرم می کرد!
- جا خالی دادی؟
پیشنهاد بی شرمانه
- ببین؟ تو نمی خوای منو بکشی؟
- نه ولی قبلا" این پیشنهاد رو یه نفر به یه نفر دیگه داده.
اگه می تونی منو بگیر/۲
- تو دنبال مني يا من دنبال توام؟
- چه فرق مي كنه؟ فعلا" بدو. بلاخره يا تو مي رسي به من يا من مي رسم به تو.
خلوت دو نفره
- بریم پارک...، یا یه جای شلوغه دیگه.
- تنها جایی که خصوصیه یه کافه ی عمومیه.
پ.ن:
۱- 100 سال پیش آسپرین را برای اولین بار از برگ درخت بید گرفتند.
۲- اصل این دیالوگ ازکوروش علیانی است. من کمی دست کاریش کردم.
برخورد از نوع اول:
- مردم رو فراری می ده، قبل از این که ترکش کنند؛ این یه مکانیزم دفاعی است./ «دیالوگی از فیلم good will honting»
برخورد از نوع دوم:
- امیدوارم چیزی رو که می خوای پیدا کنی. من همیشه چیزی رو که می خوام پیدا می کنم، فقط وقتی پیداش کردم دیگه نمی خوامش. / «از رمان خداحافظی طولانی - ریموند چندلر»
یک متر به دریای جنوب شهربازی نزدیک می شوم.
یک متر از دریای جنوب شهربازی دور می شوم.
یک متر به دریای جنوب شهربازی نزدیک می شوم.
یک متر از دریای جنوب شهربازی دور می شوم.
...