تبليغاتX
گاربینو | Garbino

 

 

غرقه در شب، آن طوری که هرزگاهی سر به زیر می اندازی تا به فکر فرو روی. این طور یک سر غرقه در شب دور و برت آدم ها خوابند. نمایشی کوچک، خود فریبی ای معصومانه که آنها درخانه خوابند. در بسترهای امن، زیر بام محکم، دراز کشیده یا مچاله روی تشک ها، در ملحفه ها، زیر سقف ها، در حقیقت مثل آن وقت ها باز به هم رسیده اند، و مثل بعدها در جایی خشک و خالی دراردوگاهی درهوای باز، آدم های زیاد، یک قشون، یک قوم زیر آسمان سرد، فروغلتیده درجایی که پیش ترها می ایستادی. پیشانی فشرده بر بازو، چهره بر خاک آرام نفس زنان، و تو نگهبانی می دهی، یکی از نگهبان های دیگر را در پیچ و تاب شعله ی ترکه ها در کنار خود می یابی. چرا نگهبانی می دهی؟ می گویند کسی باید نگهبانی دهد. کسی باید باشد.

 

پ.ن:

* اسم اصلی داستانک «شب ها» است.

نوشته فرانتس کافکا / از مجموعه 43 داستان عاشقانه/ نشر مرکز

[mary] [دوشنبه 19 فروردین1387] [1:28]