

می گویند نمی شود لیستی از نمایشنامه نویسان بزرگ قرن بیستم تهیه کرد و بی خیال تنسی ویلیامز شد. هرچه باشد دو بار جایزه ی درام پولیتزر را برده؛ یک بار در سال 1948 برای «اتوبوسی به نام هوس» و یک بار، 7 سال بعد برای «گربه روی شیروانی داغ». حلقه منتقدان نیویورک هم برای «باغ وحش شیشه ای» و «شب ایگوانا» بهش جایزه داده اند. بعضی از جملات استاد را داشته باشید:
- مجبوریم به هم بی اعتماد باشیم. این تنها دفاع ممکن در مقابل خیانت است.
- برای رفتن، زمانی هست، حتی اگر جایی برای رسیدن نباشد.
- همیشه با شخصیت هایی که که روی لبه سقوط قدم برمی دارند، از زندگی هراسان اند و محتاج کس دیگری هستند، راحت تر همذات پنداری کرده ام. قدرتمندان واقعی همین آدم های به ظاهر شکننده اند.
- وقتی این همه آدم، صادقانه تنها هستند، به تنهایی تنها بودن، بی هیچ عذری خودخواهانه است.
- سفر کنید. بکوشید سفر کنید... چیزی وجود ندارد!
- زندگی حافظه است، غیراز لحظه حال که آن قدر سریع می گذرد که دشوار بتوان آن را دریافت.
- برنامه ریزی برای موفقیت حاصلی ندارد. موفقیت خجالتی است؛ اگر منتظرش باشید، آفتابی نمی شود.
- زمان، طولانی ترین مسیر بین دو نقطه است.
- موفقیت و شکست به یک اندازه فاجعه بارند.
- بدون پول، جوانی ممکن است، اما پیری نه.
- چشم به راه روزی که دیگر رنج نکشی نباش. چون وقتی که برسی، می فهمی که مرده ای.
- ما همه ساکنان خانه ای در حال سوختنیم. بی هیچ آتش نشانی که بتوان خبرش کرد یا راهی که بشود از آن بیرون رفت. فقط پنجره ای هست بالای پله ها که وقتی خانه همراه با ما می سوزد، می توان از آن بیرون را نگاه کرد.