
قوطی نوشابه روی ماسه های آبدار تنهاست. فقط چند تا گوش ماهی آن دور و بر هستند. دریا آهسته دست می برد سمت قوطی. قوطی کمی می رود عقب. دریا قوطی را قل می دهد به پهلو. قوطی تلوتلو می خورد. دریا از سوراخ سر قوطی می رود تو. قوطی سنگین می شود. دریا... قوطی، قوطی... دریا... . حباب های ریز نفس قوطی بین لایه های کف روی موج گم می شود.